با عرض سلام خدمت نويسنده محترم اين مطلب، خانم بهمن پور
متن زیبایی بود ولی من با پاراگراف آخر موافق نیستم . چه
لزومی دارد همه ی فیلم ها بر وفق مراد ما تمام شود ؟ این چه توقعی است که
همه چیز به کاممان باشد ؟ اعتقاد دارم اگر در پایان فیلم ، الی ، پیدا می
شد ، فیلم زیبا نبود . چرا در فیلمهایمان مثلا آدمی که در کماست ، باید
برگردد ، نه ، مگر همه ی آن هایی که ضربه ی مغزی می شوند ، بهبود حاصل می
کنند ؟ اجازه بدهید پایان تلخ هم داشته باشیم . اجازه بدهید باور کنیم
زندگی آن چیزی نیست که ما می خواهیم ، زندگی آن چیزی است که باید باشد .
البته این به معنای جبرگرایی نیست . می خواهم بگویم با قانون طبیعت ستیز
نکنیم ، قانون طبیعت احساس بردار نیست .
به نظر من کشتن بازیگر های مجازی و غیر واقعی فیلم بهتر از کشته شدن واقعی انسانهاست.
گفتيد: «فيلمساز خوب کسی است که فيلمش بيشتر بفروشد» ؟؟!!
نقدتان خوب بود جز پایان بندیش . موفق باشید
خوش بحال شما ! که پول داری چند بار این فیلم خوب را ببینی
دوست من ایرانی امروز با یک ÷ایان خوش *امیدوار* و *انگیزه
مند* نمی شود .... اما با احترام به اندیشه هایش ... شاید :)
دربارۀ الی تلخی بی پایان پایان تلخ بود.
با سلام.من کلا با جملات آخر مشکل دارم. مطمئنا اگر الی در
آخر فیلم زنده میشد. تمامی استرس ها و نگرانی وخوشحالی هایی که ما در طول
فیلم به همراه کاراکتر های فیلم تجربه کردیم به باد فنا می رفت وبار دیگر
شاهد و همه چیز به خوبی وخوشی تمام شد بودیم.با نظر من آخر نسبتا تلخ فیلم
50 درصد در باره الی شدن درباره الی بود.
دوست عزيز اولش خوب شروع كردي و من از خواندن اين نقدر لذت
بردم ، اما دست آخر نقدت خيلي شخصي شد .. اين كه شما دوست نداري پايان فيلم
تلخ باشد به اين معني نيست كه مي شد پايان بهتري براي فيلم متصور شد ...
پايان داستان الي همين است كه ديديم ...گاهي اوقات بهتر است كه به يك پايان
هر چند تلخ تن دهيم تا اينكه هر روز و هر روز در تلخي و سياهي دست و پا
بزنيم و روزي هزار بار بميرم و اميدوار باشيم ... متاسفانه ما عادت كرده
ايم اخر تمام قصه ها را به يك دمبل و ديمبل ختم كنيم كه مخاطب راضي باشد ،
اما حقيقت زندگي به انچه كه بر " الي " گذشت خيلي شبيه تر است ...
شاید برگشتن الی ، در س عبرتی برای بازیگران فیلم می شد .
اما حالا که داستان اینگونه نشد . درس عبرتی شد برای همه ما...
حیفه وقته که ادم برای دیدن این فیلم هدر بده واقعا حیفه
وقت و زمان و پول که کسی بخواد برای دیدن این فیلم بی محتوا صرف کنه .
استرس های زندگی توی این زمان کمه که وقتی به سینما هم می ری چنین فیلمی رو
بینی.واقعا متاسفم
من با نظر نویسنده مبنی بر نیاز به امید در جامعه ایران
موافقم و اینکه کلا سینمای جدی ما و حتی موسیقی های رپ ما غمگین هستند. حتی
سریالهای با پایان خوش تلویزیون سر تا سر غم هستند تا در انتها پایانی خوش
داشته باشند، ولی خوب از یک فیلم هنرمندانه مانند "درباره الی " نمی توان
انتظار داشت هر کاری بکند تا آخر فیلم تلخ نباشد. رویه تلخی باید از هنر و
جامعه حذف گردد.
درباره الي يه زندگي واقعي بود از صندوق صدقات فيلم تا سرد
خونه من با نظر همه مخالفم الي هر جور تموم مي شد بازهم درباره الي بود مي
تونست الي زنده بمونه مي تونست بميره اين مشخصه اصغر فرهاديه مثل 4 شنبه
سوري مژده فهميده بود ولي مي شد كه نفهمه الي مرد چون اگه مي موند از
بيابرويي ميمرد از خجالت ميمرد از نارفيقي در حق صابر ابر ميمرد هر دو اينا
زندگي هستند و حق با هر كدوم از دوستان مي تونه باشه
با سلام.تحلیل جالبی بود اما بیشتر به اظهار نظر شباهت
داشت، چون هیچ آدمی نمی داند که چه اتفاقی قرار است برایش پیش بیاید و گاهی
این ندانستن تلنگریست به ذهن انسان که بیشتر به اطرافش دقت کند.مثلاً همین
شکی که در پایان فیلم به مخاطب وارد شدتاثیرگذاربود.طوزی که بعد از چندین
روز تمام سکانس ها و دیالوگ ها در ذهنم رژه می رود.
سلام|
رمز عبور را فراموش کردم ؟ آمار مطالب آمار بازدید وضیعت آنلاین |
ضمنا خوب بود قبل از نوشتن جملات آخر، به این مسئله فکر می کرد که:
اولا "درباره الی" با پایان خوش، اصولا نیاز به فیلمنامه و داستانی به کلی متفاوت داشت (یعنی حتی پیدا شدن "الی" هم، با وضعیتی که در غیاب او ایجاد شده بود، پایان تلخ تری برای او بود).
ثانیا در یک نگاه عامیانه تر، یک پایان خوش برای "درباره الی"، تنها و تنها درس عبرتی برای شخصیت های داستان بود، نه برای مردم که پندگیرندگان اصلی بودند!